مبتکر طرح خود اشتغالی با متد کانون 100% تضمینی
(به همراه ضمانت عودت وجه)

(بدون استفاده از شبکه های هرمی یا حتی روش های مرتبط ، بدون استفاده از فارکس ، بدون استفاده از روش های مانند : باز نمودن یا کلیک بر روی آگهی یا ایمیل های تبلیغاتی)

اخذ درآمد حتی بصورت حضوری و نقدی

جهت کسب اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک نمائید

 

 

شکایات، انتقادات و پیشنهادات : ایران، تهران، شهر جدید اندیشه، جنب بانک کشاورزی، ساختمان کیمیا، واحد شماره 7

کانون , فناوری , اطلاعات , بنیاد , پارسیان , کسب , درآمد , حقوق , استخدام , شغل , مکفی , شراکت , کاریابی , حقوق , ثابت , کاریاب , قراردادی , پیمانکاری , ثابت

عاقبت عشق خیابانی

عاقبت عشق خیابانی


    مرضیه دختری است از جنس همه دختران... شاید روزی با تو بر روی صندلی های مدرسه تکیه زده باشد، شاید شریک لحظه های کودکی یا نوجوانی تو باشد، اما امروز فقط به خاطر یک اشتباه بر دیوار اتاق کودکی اش تکیه زده و به آینده
    جگر گوشه اش که در کنج دیگر اتاق مشغول بازی کودکانه است، می اندیشد.
    برایم می گوید: "همه چیز با یک شوخی شروع شد. یک روز گرم تابستان با چند نفر از دوستان دوره دبیرستان توی پارک کنار مدرسه قرار گذاشتیم تا برای سه ماه تعطیلات خود برنامه ریزی کنیم. من چون سه سال دبیرستان، شاگرد اول بودم به طور طبیعی پای ثابت این جور برنامه های بچه ها بودم. از قضا کمی زودتر به محل قرار با بچه ها رسیدم و برای اینکه حضورم در پارک توجه کسی را جلب نکند، ترجیح دادم در پارک قدم بزنم... ناگهان پسر جوانی به من نزدیک شد و بی مقدمه شروع کرد: سلام خانم... باور کنید من مزاحم نیستم، من از ظاهر شما خیلی خوشم اومده. این شماره من... اگه ممکنه با من تماس بگیرید. مطمئن باشید پشیمون نمی شید. ناخواسته شماره رو گرفتم..." داستان او داستان تکراری بسیاری از دختران ایرانی است که بر اثر یک اشتباه، مسیر زندگی شان تغییر کرده است. یک تماس و آغاز رابطه ای بدون شناخت با سرانجامی مبهم و غیرقابل پیش بینی.
    چنین آشنایی هایی وقتی در جدی ترین موارد، به ازدواج ختم می شود، هنوز چندماهی از ازدواج نگذشته شعله های عشق فروکش می کند و اختلافات ظاهر می شود...
     رئیس مجتمع قضایی خانواده درخصوص دوستی های خیابانی این طور اظهار عقیده می کند: "آمار طلاق متاسفانه هر سال در کشور ما رو به افزایش است، به طوری که طبق آمارهای سال جاری از هر چهار مورد ازدواج، یکی به طلاق ختم شده است."
    محمد جعفری، رئیس مجتمع قضایی خانواده معتقد است: "برخی از دختران و پسران جوان با این انگیزه به سوی دوستی های متقابل کشیده می شوند که فکر می کنند اگر در زندگی نسل گذشته (والدین آنها) اختلافاتی بروز کرده و تنش هایی وجود داشته ناشی از عدم شناخت آنان بوده و اگر آنها قبل از ازدواج با همسر آینده خود رابطه داشته باشند، می توانند جلوی بروز چنین مشکلاتی را بگیرند و به خوشبختی برسند. دختران و پسرانی که بر اثر یک عشق زودگذر یا یک هوس خیالی، در کوچه و خیابان با یکدیگر به اصطلاح دوست می شوند، نمی دانند که سرانجام عشق آنها شکست و جدایی است، زیرا احساسات و غرایز بر این گونه آشنایی ها و ازدواج ها حاکم است، نه عقل و منطق و شناخت واقعی، حتی در دوستی هایی هم که هر دو طرف با نیت و هدف ازدواج پای در این راه می گذارند کمتر دیده شده که به سرانجام خوبی برسند. این دختران و پسران با همه مخالفت هایی که به طور معمول از سوی والدین شان ابراز می شود، زندگی مشترک را آغاز می کنند، ولی غافل از این واقعیت هستند که زیر یک سقف زندگی کردن و با هم بودن اصل مهم زندگی نیست."
    رئیس مجتمع قضایی خانواده، در ادامه می گوید: "برای ساختن زندگی پر از مهر و محبت و تربیت فرزندانی سالم، پذیرفتن واقعیات زندگی و این که بتوان با آنها کنار آمد، از زندگی زیر یک سقف و در کنار هم بودن مهمتر است. این قبیل همسران بعد از گذشت مدتی کوتاه از زندگی و فروکش کردن تب و تاب عشق های ظاهری، تازه با حقایق زندگی روبه رو می شوند و هرکدام از آنها چهره واقعی خود را نشان می دهند. تمام آن مسائلی که در روزهای دوستی برای آنان قابل تحمل بود و شاید هیچ کدام از آن موارد اصلاً جلوه ای برایشان نداشته به یکباره مهم می شوند و تازه درمی یابند که نمی توانند با فردی که دارای چنین رفتاری است زندگی کنند. به این ترتیب شک و بدبینی در دل هایشان خانه می کند و مرد به خودش می گوید مبادا زنی که روزی پنهانی با من دوست شده، قبلاً با شخص دیگری هم رابطه داشته، نکند با اشاره پسری غریبه، عشقش را به پای او بریزد و زن نیز در اندیشه این فکر که مرد او دیروز تنها با یک نگاه و خنده عاشق من شد، نکند با نگاه زن دیگری دلش را به او بدهد."
    فریبا همتی، روانشناس و مشاور خانواده، معتقد است در این گونه روابط فقط دخترها نیستند که متحمل ضرر و خسارت های جبران ناپذیری می شوند، پسرها نیز به نوبه خود زیان های عاطفی، روحی و گاه جسمی مشابهی را متحمل می شوند. به گفته این روانشناس، چنین مواقعی به دخترها بیشتر صدمه وارد می شود. ازاین رو دختران جوان باید قدرت نه گفتن را در خود تقویت کنند و به این گونه دوستی ها یا عشق های سراب گونه و بی اساس پاسخ منفی دهند. فریب حرف های عاشقانه، ظاهر آراسته یا پیام های احساسی را نخورند تا با احساساتشان بازی نشود.
    دوستی های خیابانی زمینه ساز جرایم خشن
    قاضی صفر خاکی، نماینده دادستان در دادسرای جنایی تهران هم در این باره می گوید: "متاسفانه روابط پنهانی پسران و دختران باتوجه به شرایط جامعه همچنان رو به افزایش است به همین خاطر خیلی از جرایم از جمله قتل، آدم ربایی، اخاذی و تجاوز به عنف در این شرایط به راحتی به وقوع می پیوندد. در ظاهر امر رابطه پنهانی میان دختر و پسر که اغلب با عشق های دروغین خیابانی شروع می شود و ناشی از احساسات زودگذر است شاید امر ساده ای به نظر بیاید. اما آمار جرایم در این شرایط موضوعی جدی و قابل بحث است. دختران در این شرایط از آسیب پذیری فراوانی برخوردار هستند. زیرا با برقراری روابط پنهانی در شرایطی قرار می گیرند که همه آبروی خود و خانواده را به باد می دهند. حال آن که زمانی متوجه اشتباه خود می شوند که یا در یک باند تبهکاری و فساد اخلاقی اسیر شده اند یا وسیله ای برای اخاذی افراد هوسران و سودجو هستند، به همین خاطر وقتی کار از کار می گذرد و پل های پشت سر یکی پس از دیگری خراب می شوند دیگر روی برگشت به کانون خانواده را ندارند، درنهایت به بزهکاری روی آورده یا افسرده شده و دست به خودکشی می زنند."
    این مقام قضایی نقش خانواده و نظارت صحیح بر رفتار فرزندان برای کاهش چنین آسیب های ویرانگر اجتماعی را اجتناب ناپذیر دانسته و می گوید: برخورد خانواده ها با فرزندانشان باید منطقی و دور از احساسات و عصبانیت های زودگذر باشد. توجه به نیازها و خواسته های منطقی فرزندان و برخورد توام با تدبیر با آنها باعث می شود، والدین هم اقتدار خود را در خانواده حفظ کنند و هم با صمیمیت و عطوفت اشتباهات فرزندان کم تجربه خود را رفع کنند. خانواده ها مطمئن باشند خشونت و تحقیر و تنبیه باعث فرار بچه ها از خانه و گرفتارشدن آنان در گرداب تبهکاری ها می شود در کنار خانواده ها، مدارس و صداوسیما و رسانه ها نیز باید با ارائه برنامه های آموزشی صحیح و کارشناسی روابط پسران و دختران را درحد قانون و شرع به فرزندان آموزش دهند و عواقب سوء و خانمان برانداز روابط نسنجیده را از طریق بررسی های علمی همواره به آنها گوشزد کنند.
    به گفته مدیرکل مبارزه با جرایم جنایی نابجا بنا بر آخرین آمار نیروی انتظامی 40 درصد از فجایع تجاوز به عنف در پی برقراری دوستی های پنهان و خیابانی و با وعده ازدواج اتفاق می افتد.
    راه حل های پیش رو را بشناسید
    لیلا کریمی روانشناس و مشاور خانواده درخصوص ارتباط جوانان با والدین خود می گوید: متاسفانه جا افتادن یک سری سنت های نادرست در خانواده همیشه باعث شده تا روابط نفوذناپذیری بین فرزندان والدین ایجاد شود. آنچه امروز باعث بروز مشکلاتی چون فرار از خانه می شود، نبود تفاهم میان فرزندان و والدین است. پدر و مادرها اگر به جای نشان دادن قدرت خود درمقابل فرزندانشان به فکر برقراری یک رابطه دوستانه با آنها باشند، می توانند بسیاری از مشکلاتی که امروزه گریبانگیر بسیاری از خانواده ها است، را حل کنند.
    به گفته وی دختران جوان اگر در خانه با برادر بزرگ تر و پدرشان رابطه ای دوستانه داشته باشند، هیچ گاه به ارتباط با یک پسر غریبه در کوچه و خیابان نمی اندیشند، اما اگر پدر محبت خود را از دختر جوانش فقط به این بهانه که اقتدارش در خانه به خطر می افتد، دریغ کند؛ دختر جوان آن محبتی را که از او دریغ شده در کوچه و بازار می جوید و حاصل آن چیزی نیست جز همان دوستی های خیابانی که 60 درصد این رابطه ها فاجعه ای دردناک مثل خودکشی یا فرار از خانه را به وجود می آورد.
    کریمی معتقد است، آنچه امروز خانواده برای محکم کردن بنیان خود به آن نیاز دارد برقراری روحیه دوستی در میان اعضای خانواده است و این زمینه وقتی فراهم می شود که جوان بدون ترس از تحقیر، توهین یا تنبیه مسائل و مشکلات خود را با والدین در میان بگذارند و درواقع ما باید سعی کنیم روحیه مدارا، در خانواده ها را تقویت کنیم یعنی خانواده باید آموزش ببینند و بدانند که درمقابل کوچک ترین خطای جوانان خود، خویشتنداری خود را از دست ندهند و با برخوردهای شتاب زده زمینه مشکلات بعدی را فراهم نیاورند.

نویسنده : سارا ; ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٢
تگ های این مطلب :عشق و تگ های این مطلب :دختر
پيام هاي ديگران () +


عاقبت عشق خیابانی

عاقبت عشق خیابانی


    مرضیه دختری است از جنس همه دختران... شاید روزی با تو بر روی صندلی های مدرسه تکیه زده باشد، شاید شریک لحظه های کودکی یا نوجوانی تو باشد، اما امروز فقط به خاطر یک اشتباه بر دیوار اتاق کودکی اش تکیه زده و به آینده
    جگر گوشه اش که در کنج دیگر اتاق مشغول بازی کودکانه است، می اندیشد.
    برایم می گوید: "همه چیز با یک شوخی شروع شد. یک روز گرم تابستان با چند نفر از دوستان دوره دبیرستان توی پارک کنار مدرسه قرار گذاشتیم تا برای سه ماه تعطیلات خود برنامه ریزی کنیم. من چون سه سال دبیرستان، شاگرد اول بودم به طور طبیعی پای ثابت این جور برنامه های بچه ها بودم. از قضا کمی زودتر به محل قرار با بچه ها رسیدم و برای اینکه حضورم در پارک توجه کسی را جلب نکند، ترجیح دادم در پارک قدم بزنم... ناگهان پسر جوانی به من نزدیک شد و بی مقدمه شروع کرد: سلام خانم... باور کنید من مزاحم نیستم، من از ظاهر شما خیلی خوشم اومده. این شماره من... اگه ممکنه با من تماس بگیرید. مطمئن باشید پشیمون نمی شید. ناخواسته شماره رو گرفتم..." داستان او داستان تکراری بسیاری از دختران ایرانی است که بر اثر یک اشتباه، مسیر زندگی شان تغییر کرده است. یک تماس و آغاز رابطه ای بدون شناخت با سرانجامی مبهم و غیرقابل پیش بینی.
    چنین آشنایی هایی وقتی در جدی ترین موارد، به ازدواج ختم می شود، هنوز چندماهی از ازدواج نگذشته شعله های عشق فروکش می کند و اختلافات ظاهر می شود...
     رئیس مجتمع قضایی خانواده درخصوص دوستی های خیابانی این طور اظهار عقیده می کند: "آمار طلاق متاسفانه هر سال در کشور ما رو به افزایش است، به طوری که طبق آمارهای سال جاری از هر چهار مورد ازدواج، یکی به طلاق ختم شده است."
    محمد جعفری، رئیس مجتمع قضایی خانواده معتقد است: "برخی از دختران و پسران جوان با این انگیزه به سوی دوستی های متقابل کشیده می شوند که فکر می کنند اگر در زندگی نسل گذشته (والدین آنها) اختلافاتی بروز کرده و تنش هایی وجود داشته ناشی از عدم شناخت آنان بوده و اگر آنها قبل از ازدواج با همسر آینده خود رابطه داشته باشند، می توانند جلوی بروز چنین مشکلاتی را بگیرند و به خوشبختی برسند. دختران و پسرانی که بر اثر یک عشق زودگذر یا یک هوس خیالی، در کوچه و خیابان با یکدیگر به اصطلاح دوست می شوند، نمی دانند که سرانجام عشق آنها شکست و جدایی است، زیرا احساسات و غرایز بر این گونه آشنایی ها و ازدواج ها حاکم است، نه عقل و منطق و شناخت واقعی، حتی در دوستی هایی هم که هر دو طرف با نیت و هدف ازدواج پای در این راه می گذارند کمتر دیده شده که به سرانجام خوبی برسند. این دختران و پسران با همه مخالفت هایی که به طور معمول از سوی والدین شان ابراز می شود، زندگی مشترک را آغاز می کنند، ولی غافل از این واقعیت هستند که زیر یک سقف زندگی کردن و با هم بودن اصل مهم زندگی نیست."
    رئیس مجتمع قضایی خانواده، در ادامه می گوید: "برای ساختن زندگی پر از مهر و محبت و تربیت فرزندانی سالم، پذیرفتن واقعیات زندگی و این که بتوان با آنها کنار آمد، از زندگی زیر یک سقف و در کنار هم بودن مهمتر است. این قبیل همسران بعد از گذشت مدتی کوتاه از زندگی و فروکش کردن تب و تاب عشق های ظاهری، تازه با حقایق زندگی روبه رو می شوند و هرکدام از آنها چهره واقعی خود را نشان می دهند. تمام آن مسائلی که در روزهای دوستی برای آنان قابل تحمل بود و شاید هیچ کدام از آن موارد اصلاً جلوه ای برایشان نداشته به یکباره مهم می شوند و تازه درمی یابند که نمی توانند با فردی که دارای چنین رفتاری است زندگی کنند. به این ترتیب شک و بدبینی در دل هایشان خانه می کند و مرد به خودش می گوید مبادا زنی که روزی پنهانی با من دوست شده، قبلاً با شخص دیگری هم رابطه داشته، نکند با اشاره پسری غریبه، عشقش را به پای او بریزد و زن نیز در اندیشه این فکر که مرد او دیروز تنها با یک نگاه و خنده عاشق من شد، نکند با نگاه زن دیگری دلش را به او بدهد."
    فریبا همتی، روانشناس و مشاور خانواده، معتقد است در این گونه روابط فقط دخترها نیستند که متحمل ضرر و خسارت های جبران ناپذیری می شوند، پسرها نیز به نوبه خود زیان های عاطفی، روحی و گاه جسمی مشابهی را متحمل می شوند. به گفته این روانشناس، چنین مواقعی به دخترها بیشتر صدمه وارد می شود. ازاین رو دختران جوان باید قدرت نه گفتن را در خود تقویت کنند و به این گونه دوستی ها یا عشق های سراب گونه و بی اساس پاسخ منفی دهند. فریب حرف های عاشقانه، ظاهر آراسته یا پیام های احساسی را نخورند تا با احساساتشان بازی نشود.
    دوستی های خیابانی زمینه ساز جرایم خشن
    قاضی صفر خاکی، نماینده دادستان در دادسرای جنایی تهران هم در این باره می گوید: "متاسفانه روابط پنهانی پسران و دختران باتوجه به شرایط جامعه همچنان رو به افزایش است به همین خاطر خیلی از جرایم از جمله قتل، آدم ربایی، اخاذی و تجاوز به عنف در این شرایط به راحتی به وقوع می پیوندد. در ظاهر امر رابطه پنهانی میان دختر و پسر که اغلب با عشق های دروغین خیابانی شروع می شود و ناشی از احساسات زودگذر است شاید امر ساده ای به نظر بیاید. اما آمار جرایم در این شرایط موضوعی جدی و قابل بحث است. دختران در این شرایط از آسیب پذیری فراوانی برخوردار هستند. زیرا با برقراری روابط پنهانی در شرایطی قرار می گیرند که همه آبروی خود و خانواده را به باد می دهند. حال آن که زمانی متوجه اشتباه خود می شوند که یا در یک باند تبهکاری و فساد اخلاقی اسیر شده اند یا وسیله ای برای اخاذی افراد هوسران و سودجو هستند، به همین خاطر وقتی کار از کار می گذرد و پل های پشت سر یکی پس از دیگری خراب می شوند دیگر روی برگشت به کانون خانواده را ندارند، درنهایت به بزهکاری روی آورده یا افسرده شده و دست به خودکشی می زنند."
    این مقام قضایی نقش خانواده و نظارت صحیح بر رفتار فرزندان برای کاهش چنین آسیب های ویرانگر اجتماعی را اجتناب ناپذیر دانسته و می گوید: برخورد خانواده ها با فرزندانشان باید منطقی و دور از احساسات و عصبانیت های زودگذر باشد. توجه به نیازها و خواسته های منطقی فرزندان و برخورد توام با تدبیر با آنها باعث می شود، والدین هم اقتدار خود را در خانواده حفظ کنند و هم با صمیمیت و عطوفت اشتباهات فرزندان کم تجربه خود را رفع کنند. خانواده ها مطمئن باشند خشونت و تحقیر و تنبیه باعث فرار بچه ها از خانه و گرفتارشدن آنان در گرداب تبهکاری ها می شود در کنار خانواده ها، مدارس و صداوسیما و رسانه ها نیز باید با ارائه برنامه های آموزشی صحیح و کارشناسی روابط پسران و دختران را درحد قانون و شرع به فرزندان آموزش دهند و عواقب سوء و خانمان برانداز روابط نسنجیده را از طریق بررسی های علمی همواره به آنها گوشزد کنند.
    به گفته مدیرکل مبارزه با جرایم جنایی نابجا بنا بر آخرین آمار نیروی انتظامی 40 درصد از فجایع تجاوز به عنف در پی برقراری دوستی های پنهان و خیابانی و با وعده ازدواج اتفاق می افتد.
    راه حل های پیش رو را بشناسید
    لیلا کریمی روانشناس و مشاور خانواده درخصوص ارتباط جوانان با والدین خود می گوید: متاسفانه جا افتادن یک سری سنت های نادرست در خانواده همیشه باعث شده تا روابط نفوذناپذیری بین فرزندان والدین ایجاد شود. آنچه امروز باعث بروز مشکلاتی چون فرار از خانه می شود، نبود تفاهم میان فرزندان و والدین است. پدر و مادرها اگر به جای نشان دادن قدرت خود درمقابل فرزندانشان به فکر برقراری یک رابطه دوستانه با آنها باشند، می توانند بسیاری از مشکلاتی که امروزه گریبانگیر بسیاری از خانواده ها است، را حل کنند.
    به گفته وی دختران جوان اگر در خانه با برادر بزرگ تر و پدرشان رابطه ای دوستانه داشته باشند، هیچ گاه به ارتباط با یک پسر غریبه در کوچه و خیابان نمی اندیشند، اما اگر پدر محبت خود را از دختر جوانش فقط به این بهانه که اقتدارش در خانه به خطر می افتد، دریغ کند؛ دختر جوان آن محبتی را که از او دریغ شده در کوچه و بازار می جوید و حاصل آن چیزی نیست جز همان دوستی های خیابانی که 60 درصد این رابطه ها فاجعه ای دردناک مثل خودکشی یا فرار از خانه را به وجود می آورد.
    کریمی معتقد است، آنچه امروز خانواده برای محکم کردن بنیان خود به آن نیاز دارد برقراری روحیه دوستی در میان اعضای خانواده است و این زمینه وقتی فراهم می شود که جوان بدون ترس از تحقیر، توهین یا تنبیه مسائل و مشکلات خود را با والدین در میان بگذارند و درواقع ما باید سعی کنیم روحیه مدارا، در خانواده ها را تقویت کنیم یعنی خانواده باید آموزش ببینند و بدانند که درمقابل کوچک ترین خطای جوانان خود، خویشتنداری خود را از دست ندهند و با برخوردهای شتاب زده زمینه مشکلات بعدی را فراهم نیاورند.

نویسنده : سارا ; ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٢
تگ های این مطلب :عشق و تگ های این مطلب :دختر
پيام هاي ديگران () +


فلسفه عشق در روابط زناشویی

فلسفه عشق در روابط زناشویی

204650211.jpg

 

همانطور که همه ما می دانیم، نمی توانیم بدون اینکه اول خودمان را دوست داشته باشیم، کس دیگری را دوست بداریم. آیا می دانستید که عشق، یک انتخاب است؟ ما انتخاب می کنیم که دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم. به همین سادگی. اما من فکر میکنم که انتخاب "دوست نداشتن"، خودِ واقعی ما نیست. این خودِ دوست نداشتن در عصبانیت، قضاوت، خشم، کینه و همه آن چیزهایی که اجازه می دهیم در دوست داشتن ما دخالت کنند، غرق شده است. آسیب ها و زخم هایی که قبلاً خورده ایم را فراموش نمی کنیم. این زخم ها هستند که تعیین می کنند که باشیم و نسبت به افراد پیرامونمان چطور واکنش نشان دهیم. اختیار یک الکلی دست مشروب است و اختیار فرد زخم خورده دستِ کینه.  

 

همسرم همیشه به من می گفت، "من تو رو دوست دارم ولی آن بیماری را دوست ندارم." منظور او این بود که من را به خاطر آنچه که هستم دوست دارد نه آن فرد الکلی درونم. فرد الکلی درون من هم نمی توانست کسی را دوست داشته باشد. من آدمی خودخواه و سرد بودم. آنقدر غرق در اعتیاد درون خود بود که نمی توانستم هیچ محبتی به همسرم نشان دهم. افکارم تاحدی خراب بود که فکر می کردم این اوست که باید خودش را بیشتر وقف من کند.  

 

اینگونه است که اجازه می دهیم احساسات و افکارمان، دوستداشتن ها و عشقمان را کنترل کنند. کسی که احساساتش او را کنترل می کند نمی تواند کس دیگری را دوست داشته باشد. متاسفانه، خیلی از ما نمی توانیم به خاطر احساسات منفیمان، کسی را به درستی دوست داشته باشیم. به خاطر همین است که می گویم کنترل اینکه چه چیز وارد  قلبمان و مغزمان می شود خیلی مهم است.  

 

در ازدواج هم خیلی از ما نمی توانیم به طرفمان عشق بدهیم تا زمانیکه می فهمیم این راهی که انتخاب کرده ایم تنها راه ممکن و بهترین راه نیست. احساسات باعث می شود چیزهایی در همسرمان ببینیم که موجب می شود به موشکافی او بپردازیم. اما موشکافی کردن احساسات و تجربه های همسر هیچ کمکی به این فرایند عشق ورزی نمی کند. اکثر زوج ها وقتی ادعا می کنند که همدیگر را دوست دارند، این دوست داشتن آن چیزی است که تصور می کنند، نه واقعیت. اینها عشق های دروغی و خودِ دروغی آنهاست. واقعی نیست.  

 

اگر بخواهید کس دیگری را واقعاً دوست داشته باشیم، باید اول خودمان را دوست بداریم. دوست داشتن همسرمان یعنی چیزی از خودمان را به او بدهیم، درست است؟ عشق دادن است، بخشیدن است. واقعاً به همین سادگی. من فکر می کنم این دادن و بخشیدن را به همسرمان باید زمانی انجام دهیم که اصلاً میلی به آن نداریم.  

 

روی دیگر سکه هم این است که نباید هیچوقت خودمان را تغییر داده و همانی شویم که همسرمان می خواهد. اگر اینکار را انجام دهیم، دیگر بیشتر به دلقکی شبیه و بسیار خسته کننده خواهیم شد.  

 

باید طوری تغییر کنیم که همانی بشویم که واقعاً هستیم. قدرت ما برای عشق وزیدن بیشتر از آن چیزی است که به خودمان اجازه می دهیم. ما از اینکه خودمان باشیم آنقدر می ترسیم که سعی می کنیم همانی شویم که همسرمان می خواهد، حتی اگر اصلاً آن شخصیت را دوست نداشته باشیم.  

 

دلیل اینکه خود واقعی شما با احساسات واقعیتان بیرون نمی آید، آن کوله بار احساسی یعنی خشم است. اگر به آن اجازه دهید، خشم و کینه سالهای سال در قلب شما می ماند، چون شما قادر نیستید ببخشید و فراموش کنید.  

 

و وقتی که نمی بخشیم، چه اتفاقی می افتد؟ موجب خجالت، شرمندگی، احساس گناه، و عصبانیت می شود و ظرفیت عشق ورزیدنمان پایین می آید. واقعیت این است که نمی توان به طور کل فراموش کرد، اما می توان بخشید.  

 

من شدیداً اعتقاد دارم که چیزی که در قلبمان تولید می شود به عمل می رسد. ظرفیت ما برای عشق ورزیدن برابر با صداقتی است که با خودمان داریم. شاید وقتی نمی توانیم همسرمان را ببخشیم، خیلی با خودمان یا با خدای خود روراست نباشیم. وقتی به طور کامل همسرمان را بخشیدیم، آنوقت دیگر زخم ها و صدمه های گذشته را احساس نمی کنیم. آزاد می شویم و کنترل احساساتمان دست خودمان می آید. رشد معنوی و احساسی ما آغاز شده و می توانیم عشق را با وسعت زیاد تجربه کنیم.  

 

می بینید، واقعاً مهم نیست که دیگران چه فکری در مورد ما می کنند، آنچه مهم است این است که خودمان چه فکری درباره خودمان می کنیم. بخشش باعث می شود بفهمیم این قدرت را داریم که با کمک خداوند با احساساتمان کنار بیاییم. وقتی از ته قلب کسی را می بخشیم، آنوقت می فهمیم که خدا می خواسته ما چگونه باشیم و خودمان را دوست خواهیم داشت.  

 

می توانیم انتخاب کنیم که ببخشیم و بخشش عشق است. از بخشیدن همسرتان نترسید. او را ببخشید و دوست داشته باشید. عشق واقعی با بخشش و پذیرش ایجاد می شود. و وقتی همه آنهایی را که باید ببخشید، می بخشید، آنوقت می توانید آزادانه خودتان و آنها را دوست داشته باشید.

 

نویسنده : سارا ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۱
تگ های این مطلب :روابط زناشویی و تگ های این مطلب :عشق
پيام هاي ديگران () +


عشق به دانشگاه!

عشق به دانشگاه!

چرا همه‌ ما به دانشگاه عشق می ورزیم؟

الف) چون اگر دانشگاه نبود ما بی سواد مانده و در نتیجه معتاد می ‌شدیم .

ب) چون اگر دانشگاه نبود پدران ما ثروتمند شده و از یاد خدا غافل می ‌شدند .

ج) چون اگر دانشگاه نبود مردم از داشتن الگوی موفق مدیریت محروم شده

و جامعه دچار بحران مدیریت می ‌شد .

د) چون اگر دانشگاه نبود مقدار زیادی از وسایل آرایشی و لباسهای کوتاه و تنگ

روی دست فروشنده های آنها باقی می ماند .

پاسخ شما دوست عزیز کدام گزینه است ؟

نویسنده : سارا ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٠
تگ های این مطلب :عشق و تگ های این مطلب :دانشگاه
پيام هاي ديگران () +


متولدین ماه‌های مختلف در عشق

متولدین ماه‌های مختلف در عشق

 

متولدین فروردین ماه : 
به سوی من بیا
تا تو را حس کنم
و دنیا خواهد دید
داستانِ عشقی، سوزان را
که شعله‌اش در قلب من خواهد بود؛

به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیه‌ها و پرنسس‌ها سر می‌کند.
قلبا عاشق است و در عشق پا بر جاست.

متولدین اردیبهشت ماه : 
عشق را در چشمان من بنگر
چهره بر افروخته‌ام را ببین و عشق را حس کن
به صدای نفس‌های من گوش کن
و بشنو ترانه عشق را؛

عاشقی بی قرار است و کمرو ولی پر شهامت.
موسیقی بر او تاثیر فراوان دارد.

متولدین خرداد ماه :
با من به رویا بیا به رویای عشق
بیا تا بر فراز بلندترین کوه گام نهیم
بیا تا در ژرف ترین اقیانوس شنا کنیم
بیا تا به دورترین ستاره ها پر کشیم
بر عشق ما هیچ چیز ناممکن نیست؛

بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر از رویاهای عاشقانه است.

متولدین تیر ماه :
بهشت هیچ است
در برابر گام برداشتن در کنار تو
در شبی زیبا
زیر نور ماه؛

دلی نازک و پر ز محبت دارد و از دل سوختن می هراسد.

متولدین مرداد ماه :
گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است
و گل‌های سرخ عطری ندارند
و ستارگان دیگر نمی‌خوانند
آن گاه که چشم می‌گشایم و میبینم
با تو نیستم؛

عاشق پیشه است و بی عشق زندگی نمی‌کند.

متولدین شهریور ماه :
شاید به نظر برسد که عاشق نیستم
شاید به نظر برسد که نمی‌توانم عاشق باشم
شاید به نظر برسد که حتی نمی‌خواهم عاشق باشم
ولی نه در برابر عشقی مانند عشق من به تو
که تا آخرین لحظه عمر آن را در قلبم نگاه خواهم داشت؛

عشق او شعله‌ای کوچک ولی جاودان است و در پی عشقی حقیقی است.

متولدین مهر ماه :
با پر شورترین گفتارهای عاشقانه
با ماجراهای عاشقانه‌ای که خواهیم داشت
با فداکاری هایم در راه عشق به تو
خواهی دید که چگونه دوستت دارم؛

در امور عشقی ورزیده است و زندگی‌اش پر از ماجراهای عاشقانه است . . .
زن متولد مهر عشق خود را در عمل نیز به اثبات می رساند.

متولدین  آبان ماه :
در التهاب شنیدن ترانه گام‌های تو هستم
که به سوی من می‌آیی
و عاشقم بر انتظار آن لحظه که تو را در کنار خود حس کنم
دوستت دارم؛

هیجان عشق برای او زیبا و پر جاذبه است و در عشق صادق است.

متولدین آذر ماه :
نجوایی از سوی تو
نگاهی کوتاه از تو
لبخندی شیرین بر لبان زیبایت
و من خود را غرق در عشق می یافتم؛

خوش بین است و راستگو. شاید نگاهی شاعرانه به عشق داشته باشد.

متولدین دی ماه :
روزها ماه‌ها و سال‌ها می‌گذرند
و شاید هیچ چیز عوض نشود
جز من
که بیش از پیش عاشق گشته‌ام؛

شاید در ظاهر بی احساس باشد ولی قلبی گرم و پر ز عشق دارد.

متولدین بهمن ماه :
می‌خواهم آزاد زندگی کنم
بسان پرندگان مهاجر
ولی قفسی ساخته از عشق تو
جایی است که همواره رو به آن خواهم داشت؛

عشق خود را دیر ابراز می‌کند و عاشق آزادی است. اولین عشق او قلبش را به تپش در می‌آورد و هرگز فراموش نخواهد شد.

متولدین اسفند ماه :
من آنی نیستم
که بی عشق زندگی را سر کنم
آن گاه که در رویایی عاشقانه هستم
و چشمانم را می‌گشایم
و عشق رویایی‌ام را در تو میبینم؛

در عشق بی نظیر است. جذاب و پر نشاط است. احساساتی و رویایی است

 

نویسنده : سارا ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٠
تگ های این مطلب :عشق
پيام هاي ديگران () +