مبتکر طرح خود اشتغالی با متد کانون 100% تضمینی
(به همراه ضمانت عودت وجه)

(بدون استفاده از شبکه های هرمی یا حتی روش های مرتبط ، بدون استفاده از فارکس ، بدون استفاده از روش های مانند : باز نمودن یا کلیک بر روی آگهی یا ایمیل های تبلیغاتی)

اخذ درآمد حتی بصورت حضوری و نقدی

جهت کسب اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک نمائید

 

 

شکایات، انتقادات و پیشنهادات : ایران، تهران، شهر جدید اندیشه، جنب بانک کشاورزی، ساختمان کیمیا، واحد شماره 7

کانون , فناوری , اطلاعات , بنیاد , پارسیان , کسب , درآمد , حقوق , استخدام , شغل , مکفی , شراکت , کاریابی , حقوق , ثابت , کاریاب , قراردادی , پیمانکاری , ثابت

کیک خداوند

کیک خداوند

بعضی وقتها از خودمان میپرسیم :مگه من چه گناهی کردم که خداوند چنین مشکلی سر راه من قرار داد؟

برای جواب این سوال یک مثال جالب میزنم:یک روز دختری که از جبر نمره نیاورده بود ، قلبش شکسته بودو بهترین دوستش هم او را ترک کرده بود،به مادرش گفت:همش اتفاق های بد می افته!

مادر که در حال پختن کیک بود، از او پرسید که آیا کیک دوست دارد؟

و دخترک جواب داد:البته، من عاشق دستپخت شما هستم!

مادر مقداری روغن مخصوص شیرینی پزی به او داد؛دخترک گفت:اُه...!حالم را به هم میزنه!

مادر تخم مرغ خام به او پیشنهاد کرد؛دختر گفت:از بوش متنفرم!

این بار مادر رو به او کرده، پرسید:با کمی آرد چطوری؟

و دختر پاسخ داد که از همه آنها بدش می آید.مادر با چهره ای مهربان و متین رو به دخترش گفت:بله شاید همه این ها به تنهایی به نظرت بد بیاید، ولی وقتی که آنها را به اندازهوشیوه منا سب با هم مخلوط کنی یک کیک خیلی خوشمزه خواهی داشت.

خداوند نیز این چنین عمل میکند.ما خیلی وقتها از پیشامد های ناگوار پروردگارمان شکایت می کنیم در حالی که فقط او میداند که این موقعیت ها(برای آمادگی در مراحل بعدی زندگی لازم است)و منتهی به خیر می شود.باید به خداوندتوکل کرد و اطمینان داشت که همه این موقعیت های به ظاهر نا خوشایند معجزه می آفرینند.

مطمئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست دارد چون در هر بهار برایت گل میفرستدو هر روز صبح آفتاب را به تو هدیه می کند.پروردگار هستی با این که می تواند در هر جایی از دنیا باشد قلب تو را انتخاب کرده وتنها اوست که هروقت بخواهی چیزی بگویی گوش می کند.(وتو فقط باید صبور باشی و این مراحل را به خوبی طی کنی.)

نویسنده : سارا ; ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٢
تگ های این مطلب :خدا
پيام هاي ديگران () +


گفتگو با خدا

گفتگو با خدا

در خواب با خدا گفتگویی داشتم.
خدا گفت:پس می خواهی با من گفتگو کنی؟
گفتم: اگر وقت داشته باشید.
خدالبخند زد و گفت :وقت من ابدى است.
چه سؤالا تی درذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟
گفتم: چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟
خدا پاسخ داد: این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند.
این که سلامتشان را صرف به دست آوردن پول می کنند و بعد پولشان را خرج سلامتی می کنند.
این که با نگرانی نسبت به آینده زمان حال فراموششان می شود آن چنان که دیگر نه در آینده زندگی می کنند و نه در حال.
این که چنان زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و چنان می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.
مدتی به فکر فرو رفتم و بعد پرسیدم:
به عنوان خالق انسان ها می خواهید آنها چه درس هایی را از زند گی یاد بگیرند؟
خدا با لبخند پاسخ داد:یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد اما می توان محبوب دیگران شد.
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد بلکه کسی است که نیاز کمترى دارد.
یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم و سال ها وقت لا زم خواهد بودتا آن زخم التیام یابد.
با بخشیدن بخشش یاد بگیرند.
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقآ دوست دارند اما بلد نیستند احساسشان را ابراز کنند یا نشان دهند.
یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند.
ویاد بگیرند که من اینجا هستم
همیشه

نویسنده : سارا ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۱
تگ های این مطلب :خدا
پيام هاي ديگران () +